خاطرات خوبان

مروری بر زندگی مراجع ، علما ، مشاهیر و وعاظ دارالعباده یزد

۶ مطلب با موضوع «حاج سید جواد حیدری» ثبت شده است

فضیلت سحر ماه مبارک رمضان

فضیلت سحر ماه مبارک رمضان با کلام پربار و گهر بار حاج سید جواد حیدری




دانلود از اینستاگرام


دانلود از صندوق بیان
حجم: 2.24 مگابایت

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • محمد محمدی
    • دوشنبه ۱۴ خرداد ۹۷

    سخنرانی حاج سید جواد حیدری با موضوع آخرت

    دانلود کلیپ سخنرانی حاج سید جواد حیدری با موضوع آخرت




    دانلود فیلم از آپارات

    حجم :31.4 مگابایت



  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • محمد محمدی
    • دوشنبه ۱۴ خرداد ۹۷

    توصیه های آسید جواد حیدری

    توصیه هایی از حاج سید جواد حیدری :


    دریافت
    عنوان: توصیه های حاج سید جواد حیدری
    حجم: 12 مگابایت

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • محمد محمدی
    • دوشنبه ۱۴ خرداد ۹۷

    با چشمی دیگر

    یکی از بازنشستگان آموزش و پرورش می گوید : روزی در کانون بازنشستگی در جمع دوستا صحبت وضع معیشت پیش آمد من هم روی حساب دوستی گفتم این چه شغلی است که قبل و بعد بازنشستگی اش فرقی ندارد و بعد از بازنشستگی نیز همچنان باید دوندگی کرد !

    بلافاصله بعد از انجام دادن کارم در کانون به خانه ی مرحوم حاج سید جواد حیدری جهت انجام کاری رفتم ...

    پس از چند لحظه در زمانی که کسی متوجه نبود آقا وارد بیرونی شدند و به من گفتند : اگر هم گاهی در معیشت دشواری هایی است درست نیست که انسان برای همه و در هر محفل و مجلسی سفره دلش را باز کند ...

    درست مانند این بود که آقا در مجلس قبلی حضور داشتند ...




    خاطرات خوبان / جلد 2 / صفحه 473 / حکایت 9

    مرحوم حاج سید جواد حیدری

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • محمد محمدی
    • شنبه ۵ خرداد ۹۷

    دو رکعت نماز در حرم سید الشهدا

    نقل شده است : زمانی مرحوم حاج سید جواد حیدری به عارضه ای کیسه صفرا مبتلا شده بودند و پس از معاینات قرار شد که با دستگاه جدید و تازه نصبی کار درمان را شروع کنند . دکتر اظهار داشت که این عمل نیازی به بیهوشی ندارد اما آقا باید در آرامش مطلق باشند زیرا عمل بسیار دقیق و حساسی است . آقا در سکوت و بدون زدن حرف کار را شروع کردند ...

    دکتر در حین عمل هم از اینکه عمل به خوبی پیش می رود و هم اینکه آقا در آرامشی خاص هستند تعجب کرده بود زیرا بیتابی و بی قراری دیگر مریضان را دیده بود ...

    پس از لحظاتی عمل به خوبی تمام شد ...

    پس از اینکه آقا استراحت کردند بستگان از علت تعجب دکتر برایشان گفتند . ایشان فرمودند :

    در این چند دقیقه سفری به کربلا داشتم و در حرم اباعبدالله حسین دو رکعت نماز خواندم وقتی برگشتم دیدم کارم تمام شده ...





    کتاب خاطرات خوبان / جلد 2 / صفحه 494 / حکایت 30

    مرحوم حاج سید جواد حیدری

  • ۲ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • محمد محمدی
    • جمعه ۴ خرداد ۹۷

    چاره سازی در شبی سرد

    یکی از بستگان مرحوم حاج سید جواد حیدری نقل می کند : زمانی من و خانواده ام به همراه مرحوم حیدری و عیالشان که خاله والده ام بودند از مشهد به یزد حرکت کردیم ، برحسب قاعده باید باک خودرو را در طبس پر می کردم زیرا در آن زمان به جز رباط پشت بادام ، جایگاه بنزین نبود ، اما به علت اینکه باید فاصله زیادی را دور می زدم به امید اینکه بنزین خودرو برای فاصله طبس تا رباط پشت بادام کافی است حرکت کردم . اما وقتی به جایگاه رباط پشت بادام  رسیدیم چند ساعتی از نیمه شب گذشته بود و متصدی ، جایگاه را تعطیل کرد و رفته بود . مردمی که آنجا بودند چون آن مرحوم را می شناختند به ایشان گفتند که به علت نفوذ بالایی که دارند کسی را بفرستند تا متصدی جایگاه را بیدار و او را به اینجا بیاورد . اما آقا با نهایت خونسردی پاسخ داند : من برای تجدید وضو می روم متصدی خودش می آید ...

    چندی از رفتن آقا نگذشته بود که متصدی جایگاه آمد و خودرو ها یکی پس از دیگری سوخت گیری کردند و رفتند ... در این اثنا یکی از رانندگان از متصدی جایگاه پرسید : در این نیمه ی شب چه شد که به جایگاه بازگشتی ؟!

    او گفت : من خوابیده بودم که ناگهان متوجه شدم دستی به زیر سرم رفت و مرا بیدار کرد و نشاند و گفت : در این شب سرد مردم معطل تو هستند هرچه زود تر خودت را به محل برسان ... سپس من که دیگر از خود اختیاری نداشتم آمدم اینجا و دیدم شما منتظر من هستید ... 




              

    کتاب خاطرات خوبان / جلد 2 / صفحه 471  / حکایت 7

    مرحوم حاج سید جواد حیدری

  • ۲ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • محمد محمدی
    • جمعه ۴ خرداد ۹۷